ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
117
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
مسلمين باشند و گر نه جزيه را بپردازند يا آماده جنگ باشند . عجم ( ايرانيان ) دچار اختلاف و كشاكش شده بودند زيرا اردشير درگذشته بود ولى بهمن جادويه ( سردار بزرگ ) را در بهرسير بعنوان مقدمه سپاه قرار داده بودند همچنين چند سردار ديگر همراه او . خالد هم در مدت پنجاه روز ماليات را جمع و دريافت و بمسلمين تاديه نمود پارسيان بسبب اختلاف ما بين خود كه بعد از مرگ اردشير رخ داده بود قدرت و نفوذ در سرزمين بين حيره و دجله نداشتند ولى همه بر جنگ با خالد تصميم گرفته بدان صوب مىتاختند و اقامت او در آن مكان مدت يك سال كشيد و آن قبل از رفتن او بشام بود . ايرانيان در آن زمان سرگرم خلع و نصب پادشاهان خود بودند . جز دفاع از بهرسير ( شير ) فكرى نداشتند زيرا شيرى فرزند خسرو تمام خويشان خود را كه بانوشيروان منتسب بودند كشته بود . ايرانيان هم خود فرزند اردشير و تمام زادگان انوشيروان و بهرام گور را كشتند و كسى نمانده بود كه بر اورنگ پادشاهى بنشانند و بپادشاهى او تن بدهند و متفق شوند . چون نامه خالد ( دعوت باسلام ) به آنها رسيد بانوان دربار خسرو همه جمع شده تصميم گرفتند كه فرحزاد بن بندوان را بفرماندهى عمومى و سرپرستى ايران انتخاب كنند تا پادشاه معين و برگزيده شود اگر وارثى براى تاج و تخت پيدا شود . جرير بن عبد اللّه بجلى بعد از فتح حيره بر خالد وارد شد خالد بن سعيد بن عاص هم با او همراه بود . او از خالد درخواست كرد كه نزد ابو بكر رفته اجازه بگيرد كه طوايف او را كه ميان قبايل عرب پراكنده بودند جمع و تجهيز نمايد خالد به او اجازه سفر داد و او نزد ابو بكر رفت و تصميم خود را مبنى بر جمع طوايف و اتباع خود را شرح داد و گفت : پيغمبر به او اجازه و وعده مساعدت داده بود جماعتى هم به آن اجازه شهادت دادند و او انجام آن كار را از ابو بكر خواست . ابو بكر غضب كرد و گفت : تو گرفتارى و سختى كارها را مىبينى و چنين درخواستى از ما مىكنى ؟ ما اكنون با دو شير پارس و روم مشغول نبرد هستيم و تو به من تكليف